جای گرفته در تخت طبقه دوم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:30
یکساعتی میشه ک رسیدم.دیشب کلی گریه کردم موقع برگشت و الان ن اینکه اصلا نگران چیزی نباشم ولی آرومم و میخوام استراحت کنم و بعدش پاشم ب هزار و یک کاری ک دارم برسم.خدایا شکرت ک تونستم برم خونه و برگردم:))مواظب خودتون باشید قشنگاهفته خیلی خوبی داشته باشید
من میگم این حجم نگرانی برای یه آخر هفته طبیعی نیست! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:30
اون حجم گریه برای یک صب و اون حجم نگرانی برای ۲ روز واقعا زیاد بود و خب دلیلش هم دیشب مشخص شد، امان ازین تغییرات هورمونیدیشب حقیقت یا عمل بازی میکردیم و سوال یکی از بچه ها این بود ک ویژگی هایی از ما ر
روزی که در آن نکرده ای کار/آن روز ز عمر خویش مشمار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:30
اون هفته های اولِ دانشگاه انقدر پرکار و پرانرژی بودم ک واقعا حد نداشت!از صبح میرفتم دانشگاه فصر کلاس فوق برنامه میرفتم و تازه کلی هم تو اتاق بگو بخند راه مینداختم و اینجوری بگم دیگه همه کار میکردم!یکی
من یک انسان لغزنده ام!!! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:30
دقیقا 3 دقیقه بعد از ارسال پست قبلی ایرانسل 50 گیگ رایگان برای امروز بهم دادفعلا ک هرکی نزدیک بود اومده وصل شده به من خودمم با لپ تاپ دارم هرررچی فیلم ب ذهنم میاد دان میکنم و خب یه کم افت سرعت ایجاد ش
خواهر کوچکتر - تاریخ: 1396/12/11 ساعت: 4:00
یه قانون نا نوشته میگه بچه دوم همونی میشه ک بچه اول میخواد(خودمم کشفش کردم اثبات شده اس!)آره دیگه از وقتی یادم میاد دوست داشتم فقط 1 خواهر کوچیکتر داشته باشم(خب بچه اولم قاعدتن بچه بعدی کوچیک تر از منه دیگه!!!)خلاصه ک الان ی خواهر کوچیک تر دارمینی کسایی ک خصوصن خواهر کوچیکتر ندارن نصف عمرشون بر فناس...
توجه توجه - تاریخ: 1396/12/11 ساعت: 4:00
بروبچ دوستان گرام امروز 9 اسفند 96 من میخوام اعلام کنم ک سفت و سخت میخوام واقعنی بچسبم ب درسم و خودمو ب آرزوم برسووووووونمبرام دعا کنیدایشالا بعد کنکور بیام ارجاع بدم ب این پست بگم تصمیمی ک اونجا گفتم بهتون نتیجه داد(آخ آخ با تصورشم کارخونه قند و پولکی تودلم احداث میشه حالا فکر کن واقعی شه  من غــــ...
کار درستی کردم عایا؟؟؟ - تاریخ: 1396/12/11 ساعت: 4:00
هیچکس از وجود وبلاگم خبر نداشت.امروز طی یک حرکت ناگهانیآدرس وبمو ب :مامانمدوستمو اون یکی دوستم دادمولیمیخوام هنوزم ب همون حس و نوع نوشتنم ادامه بدم  و کاری نداشته باشم ک 3 نفری ک منو میشناسن هم ازین ب بعد خواننده وبم میشن.خودم شُکه شدم از کارمچون مثلن میخواستم درونگرا بازی در بیارم ی چیز مخفی برا خو...